یه وقتایی هست تو زندگی که فکر میکنی دیگه همه دنیا برات خراب شده .. فکر میکنی دیگه تو آدم قبلی نیستی و نمیتونی باشی و زندگیت سیاه سیاه میشه .. .... زندگی من هم سیاه سیاه شد وقتی که .. اما خدایا خودت میدونی که تو دلم همیشه زنده س چون حسش میکنم ..
الان آرومم.. عزیزم و بردی پیش خودت میدونم هواشو داری و میدونم اونجا همیشه راحت و آسوده س ..
چون اینا رو میدونم دلم قرصه .. با اینکه نبودنش تماما حس میشه تو خونه اما تو قلبای همه ما زنده س و این یعنی زندگی کردن یعنی سیاه نکردن قلبهامون یعنی امید یعنی خدا هست یعنی مامان همیشه هست و سبز خواهد بود مث یه جوونه تازه همیشه تازه و زنده س......
خدایا شکرت .. دلی دادی بهمون که بزرگی خودتو میرسونه .. ..........
روزای سختی رو داشتم .. روزایی که واسه هر کسی فقط یه بار اتفاق میوفته و همون یه بار بدترین و تلخ ترین اتفاق ممکنه .. خدایا من الان به بزرگیت رسیدم ..
یک ماه میگذره .. و من فکر میکنم یه آدم دیگه ای شدم .. فکر میکنم باید خیلی زودتر از قبل بزرگ بشم .. سخترین و تجربه کردم تو این سن .. و خدا هست .. و خدا هست .. و من آرومم ..