امید .... پاشو بسه خوابیدن بیا....

امید ... با توام چشاتو وا کن بیا ....

امید ... الان همه چیزم تویی خودتو دریغ نکن نزار فکر کنم خسته ای نمیتونی پا شی بیا باورتو بهم هدیه بده ....

خداااااا من امید میخوام .. بهم بدش .....

باید این زندگی زندگی شه خداااااااااااا ....

من دیگه اون آدم سابق نیستم

هیچوقت اون آدم سابق نمیشم

دیگه نمیتونم مث اون آدم سابق زندگی کنم

این شهر دیگه هیچوقت برای من شهر سابق نمیشه

دیگه شادی رنگ باخته خوشبختی کدر شده هیچی مث سابق نیست و نمیشه

مگه اینکه ......

حتی حالم از اینجا هم بهم میخوره چون مال اوناس دست اوناس

.........

وا نمیشه دلم، نمیمیره این حسم، درمون نمیشه دردم اینجا چون اونا اینجا زنده ن ....

زندان شده دنیا ........