نامزدی خواهر شوهر کوچیکه بهم خورد ... خودش بهم زد ... نخواست... همونی که دوستش داشت همونی که سرش دعوا شد حالا میگفت نه دیگه نمیخوام .. دلیلشم میگفت شکاکه ، زورگویه، عصبیه،... پسره هم میگفت من توانایی خرید خونه ندارم توقعاتتون بالاس ، مادر شوهرم هم گفته ما از روز اول شرط گذاشتیم شمام قبول کردین ... والا دقیق دیگه نمیدونم الله اعلم ..
حالا من موندم پس اون دوست داشتن چی میشه ؟؟
اینایی که پشت تلفن اینقده با عشق با هم حرف میزدن ، سرانجام اون عشق چی میشه این وسط؟؟؟...
یعنی الان بعد بهم خوردن دلتنگ هم نمیشن ؟؟؟ عذاب نمیکشن بابت دلتنگی؟؟؟ چطوری به نبود هم عادت میکنن؟؟؟ اینایی که من دیدم تو این دو ساله دم به دقیقه پشت تلفن یک سره در حال مکالمه بودن ... چطوری میتونن راحت بگذرن ؟؟؟... خدا میدونه از حال دلشون ... خدا کنه جفتشون خوشبخت شن جوونای حالا والا کسی از کارشون سر در نمیاره ...