تو ماشین نشستم دارم برمیگردم دهات خونه م بچه ها باب اباشون رفتن بستنی فروشی .. خواهرم فردا داره برمیگرده دوبی...

چقدر این رفتنا روح آدمو پیر میکنه ، آدمو خسته میکنه از این همه دلگیری پر تکرار .. تکرار تکرار از ده سالگی تا سی سالگی هی تو این بیست سال وقتی اومدن دلمون شاد و پر ذوق ولی روز رفتنشون که میرسه دل میشه یه بوته خشک یه کاکتوس به تمام عیار که هی خار میشه همه وجودش ... تا میایم بهم عادت کنیم میرن .. سه ماهه اینجان ... تا میایم عادت کنیم به نبودنشون برمیگردن هه هه ... خدا رو شکر که همین فضای مجازی هست تماس تصویری کمک خیلی بزرگیه واسه رفع دلتنگی ....