ماه رمضون .. مث هر سال آبجی و داداشا و همه دور هم جمع میشن تو خونه .. هوووووووووووم چقدر خوبه .. همیشه ماه رمضونا خونه شلوغ و پر از خنده میشه مخصوصا بعد از افطاری .. شلوغترین ماه سال تو خونه ی ما همین ماه رمضونه .. این شلوغی رو دوست دارم .. آخیش .. دوستت دارم خدا ..

.

.

دلم میخواد .. برم .. توی یه آسمون آبی .. توش بمونم و پر بکشم از این سو به اون سو .. دستشو بگیرم و دور هم بچرخیم .. من و رویام .. رویای همیشه رویام .. دلم میخواد باهاش پر بکشم باهاش بخندم باهاش بدو بدو برم تو دل کوه و یهو از اون بالا بپریم تو عمق دریا و با ماهیا شنا کنیم .. شنا کنیم و به یه قایق برسیم .. سوار قایق شیم و وسط دریا بمونیم و جیغ بکشیم داد بزنیم هوار و فریاد بزنیم که این دنیا مال ماست مال مااااااااااااااااست و بس ...

ببین دریا را این وسعت زیبا را

چنان اوج گرفته من و تو و این رویا را

نگاه کن ،. میبینی ..

تا ابد ماندنی ست این رویا

خالی نیست ز من ز تو ز ما

آه ،.. من جان میگیرم با عطر بودنت

آرام میگیرم با حس ماندنت

نگاه کن،.. عشق است بین ما

من عشق میگیرم ز رویایی ها 

رویای من رویای توست ..

رویای آسمانیت..

رویای پرواز و مهربانیت ..

رویای آبی و همیشگیت ..

عشقت به من نزدیک است

من با تو میفهمم عشق چیست ..

عشق همان کودکی های دیروز و امروز و فرداهای رویای ماست ...