یه توپ دارم فلفلیه.. سرخ و سفید و گلیه... میزنم زمین میره زیر زمین!!!

فکر نکن شادم میخندم خوشحالم ها! من دلم تنگه غمگینم ناراحتم هااااا!

من لبام خندونه دلم تنگه.. چشام پر از اشکه لبام باز خندونه.. بغض دارم دلم دلم دلم دلم...... اما لبخند میزنم... دیشب یکی بهم گفت دلت خوشه ها گفتم من خودم دلم و خوش نگه داشتم... دلم که اگه دست خودش باشه که میمیره از دلتنگی اما این منم که اینجوری خوش و خرم و شاد و شنگول نگهش داشتم و الانم برای شاد بودنش لبام خندونه!..

امروز سردرد گرفتم.. رفته بودیم مهمونی.. نمیدونم این چه کاریه که اینقدر تعارف میکنن .. من که دیوونه شدم .. رفته بودیم خونه خواهر شوهر خواهری.. این خواهر شوهر خواهری هی میگفت این و بخور اون و بخور این و بخور اون و بخور اون و بخور این و بخور باز این و بخور اون و بخور بخور بخور بخور بخور ...... واااااااااای من از بس به زور خوردم به اعصابم زد سر درد گرفتم.... الهی دورش بگردم خانوم مهربونیه این خواهر شوهر خواهری فقط میخواد همه چی به خورد آدم بده که این زیادیش قشنگ نیست٬ بعدشم یه جوری تعارف میکرد که من اصلا دلم نمیومد بهش نه بگم واسه همین خوردم و خوردم و خوردم ... وای به سطل آشغال نیازمندم الان آی آی.. ببخشید  ‌إهم إهم..

آخیش راحت شدم آبنبات میخوام الان... به به هوووووووووم چقدر خوشمزه س... انگار واقعا دارم میخورما!...

مریوم سرشو به سرم میچسبونه با لهجه قشنگش میگه"دوستت دارم" منم بهش میگم I love you ، اون جواب میده fine thank you  تا اینجوری جواب میده خودش خنده اش میگیره و دو تایی میخندیم قاه قاه قاه........... نازی الهی قربونش برم