طلوعی برای دل

طلوعی برای دل

خدا عاشق بنده هاشه

پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۹
رویا

گفته بودی چون میدونی دیوونم پس نوشته هامو هم بهش فکر نمیکنی اصلا،  چون دیوونه ها ممکنه هر چیزی بگن و بعد یادشون میره ! پس ادامه نده خوندن این پست و برو .. 

.

 

.

 

.

.

‌

.

.

.

‌ از وقتی حسودی کردن به عروسک برام غیر قابل قبول شد این حس و نسبت به خودم دارم که حسام نسبت به همه چی ممکنه  مسخره باشه  .. دلتنگی،  دوست داشتن،  همه چی انگار برام یه جور چرتی معنا پیدا کرده .. و باور ندارمش . . فکر میکنم چرت و پرته اینکه مثلا الان باید دلتنگ باشم، و بها نمیدم به حس الانم، و باید بگذرم .... دکتر که نمیرم  اما باید یه فکری به حالم بکنم  خودم...   دارم زندگی میکنم با خودی که برام غیر قابل قبول و غیر قابل باور شده ،،.. عاقل بشم اول .. 


وابستگی خر است 

خرتر از وابستگی اینه که بدونی اونی که وابستشی  اصلا وابستت نیست ،.. خیلی زور داره این حرف ..