طلوعی برای دل

طلوعی برای دل

خدا عاشق بنده هاشه

جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴
رویا

اینجا قفسی ست ‌رو به دیوار ،

من آن پرنده ای بی فروغ در پس این قفس شاید مرده ام ...

شاید روح من زندانی این قفس شده ، شاید نور چشم منِ خاموش شده ی مظلوم ، افتاده به چنگ قفس آهنی متروک... مرگی به پایانِ روحِ عزیزم ...