امشب که نرفتم خونه مادر شوهر، چهار نفر زنگ زدن گفتن چرا نیومدی ؟

اول خواهر شوهر وسطی که خون خودشونه  تصویری زنگ زد گفت چرا نرفتی پس خونه موندی چیکار ؟؟  منم نشون دادم قیافمو که کمرو بسته بودم و اونم دید فهمید .. 

بعدش فرح زنگ زد و خیلی قشنگ گفتم عزیزم اینجوری شدم و نمیشه و گفت آها پس فردا میبینمت 

بعدش خود مادر شوهر زنگ‌ زد ، تا شماره شو دیدم  زودی جواب دادم و بعد سلام علیک گفتم آخ شرمنده بخدا الان من باید زنگ میزدم نه شما  گفتش نه چطوری  و اینا که گفتم آره میخواستم بیام که یهو اینجوری شدم و فردا حتما میام  و اونم گفت آره منم زنگ زدم حالتو بپرسم چون فرح گفته بهم و یه ذره حرف زدیم و قطع کرد

یه ربع بعد پدر شوهر زنگ زد منم با صدایی پر ‌از انرژی جواب دادم سلام کردیم و بعد از سلام علیک گفت حالت چطوره عمو، علی میگفت مریض بودی و چرا نیومدی و(پشیمون شدم از اینکه با انرژی جواب دادم کاشکی کسل جواب میدادم اینجوری حداقل میتونستم سرمو بهونه کنم).. تا اینو گفت هول شدم که چی بگم بعد از من من گفتم آره کمرم درد میکرد فردا ان شاءالله میام اونم گفت آها باشه باباجون   ،.. یکی زدم تو سر خودم گفتم قحطی مریضی بود که کمرو بهونه کردی  ،، همش باید ضایع کنم خودمو ،  کل خاندان باخبر شدن امروز من پری... شدم والا  کل بکشین حالا  .. کیلیلیلیلی .. یادم باشه گوشای آقایی رو بکشم وقتی اومد خونه آخه اون اول رفته بوده خونشون گفته بوده من یه ذره کسالت دارم ..  بعدش گوشای مادر شوهرمو هم بکشم که نگفته به شوهرش  تا من اینجوری خار و خفیف نشم پشت گوشی هی ندونم چه مریضی بگم به عموم میگم کمر درد اونم صاف میفهمه منظورم چیه، چیکار کنم خجالت کشیدم   آخه خب دروغم بلد نیستم بگم  ، بچه به این راستگویی کجا دیده بودین تا حالا 🤕  خجالت نداره آخه این حرفا  والا  نسل بعدی   فک کنم مث این هندیها بشن وقتی بچشون واسه دفعه اول پری.. میشه جشن میگیرن  کل خاندان و دعوت میکنن شیرینی میخورن کیف میکنن میرقصن که چی  که دخترشون پری.. شده والاااا این درسته   خجالت نداره   .. 

این روزا تنبل ترین آدم روی کره زمین منم ،  بی اشتها ترین منم ،  اووووف ،.. باید از غذا خوردن شروع کنم  تا انرژی بگیرم  تا بتونم بلند شم تا برم برسم به کارام  تا یه ذره دلم بدستم بیاد بتونم دلمو به دست بیارم  از این روزای خماری خلاصش کنم  پس اول پیش به سوووی شکممممم 😏