اوووووف
آخ یه غلطی کردم خودمم توش موندم .. دیشب داشتم فیلم و عکسایی رو که تو این چند روزه گرفته بودمو واسه فاطمه خواهرم میفرستادم این وسط هم بزرگه هی گیر داده بود انیمیشن براش دانلود کنم و خلاصه یهو حواسم پرت شد و فیلم و اشتباهی فرستادم تو گروه آمادگی بزرگه ،،. تا متوجه شدم زود پاکش کردم اما چون خودم جی بی داشتم احتمال میدادم بقیه هم ممکنه داشته باشن واسه همین دل تو دلم نبود ،، زودی زنگ زدم به خواهر شوهر بزرگه چون اونم پسرش تو آمادگیه ، جواب داد گفت چیکارکردی زودی گفتم حذف نشده برات ،، گفت نه من جی بی دارم،، گفتم وای حالا من چیکار کنم ، تا اینو گفتم آقایی اون طرف نشسته بود پرسید با کی حرف میزنی الکی بهش گفتم با خواهرم ،، خواهر شوهر گفت صداشو درنیار و من شوک تماس و قطع کردم ، زودی رفتم پی وی همه به همشون گفتم اگه فیلمه براشون پاک نشده پاک کنن ، از اونور خاک تو سرم دقیق فیلمی فرستاده بودم که حرفای ضایعی میزدم اونم با پسر یکی از فامیلا ،... اعصابم ریخته بود بهم ،، اکثر جوابامو همون نصف شب دادن و گفتن ندیدن ،، یه ذره خیالم راحت شده بود ،، اما از اینکه نمیتونستم به آقایی بگم آروم و قرار نداشتم ،، رفتم پیشش گفتم بغلم کن ،، همینجوری که نشسته بود منم نشستم رو پاش و سرمو گذاشتم رو دوشش و چشامو بستم سعی کردم به هچی فکر نکنم اما گفت چیه حالا خسته شدی از گوشی ، گفتم تو رو خدا هیچی نگو فقط همینجوری بغلم کن ،، گفت مگه دروغ میگم ،، گفتم اوووف تو رو خدا،، گفتم دوستم داری گفت اگه اینقده تو گوشیت باشی نه ، اوف اینم نمیزاشت فکرم از اون بیرون بره هی گوشی گوشی میکرد ، گفتم تو رو خدا اینقده نگو گوشی ، سرم خیلی درد میکنه ، گفت بریم بخوابیم منم خوابم گرفته ، گفتم باشه ،، زودی شیشه شیر کوچیکه رو شستم و چراغا رو خاموش کردم و میخواستم برم بغلش فقط بخوابم راحت شم از این استرسه ، خوابیدم بغلش گفت قرصاتو خوردی گفتم نه باز دوباره میخواست هی بگه قرص قرص الکی گفتم سر شب یکی خوردم الان دیگه نمیخورم ، گفت ببین وقتی آدم میره دکتر باید داروهاشو بخوره دارو که دکوری نیست ،، گفت توروخدا اینقده تو گوشی نباش به جاش برو غذا بخور جون بگیری یه اوفی کوچکی کردم اون باز ادامه داد والا خب یه ذره فکر خودت نیستی به فکر ما باش ما به تو نیاز داریم تو باید حواست به خودت باشه من و بچه ها اگه مریض بشیم زیاد مهم نیست اما تو خیلی باید مراقب خودت باشی چون تو قلب این خونه ای تو اگه مریض بشی من و بچه ها کلافه میشیم چیه همش گوشی گوشی سرت همش تو گوشیه یه ذره به جای گوشی برو غذا بخور به خودت برس بخدا گوشی برات آب و غذا نمیشه ببین چی شدی من عصبی میشم همش تو گوشی ای تو برو من ببینم یه چیزی میخوری به فکر خودتی گوشی هم به وقتش برو سراغش ، خواستم بیام اینور که نزاشت و من همینجوری سرمو تکون میدادم که درد میکنه اونم دستشو گذاشت لای موهامو و همینجوری با موهام بازی میکرد، تنها راهی که میتونم زود آرامشو به دست بیارم همین کاره اینکه یکی با موهام بازی کنه ،، داشتم همش به این فکر میکردم اگه بفهمه کله مو میکنه مخصوصا اگه بفهمه این فیلم و فرستادم ،.. با این فکر همش ناآروم میشدم اما اون همینجوری که داشت با موهام بازی میکرد چیزی نگفت و من خواب افتادم .....