یه ناهاری گذاشتم جلوشون که خودم به خودم نمره زیر صفر میدم بخدااااا، دستپخت من هی روز به روز داره بدتر میشه ، نیاز دارم آبجی فاطمه الان بیاد باز دوباره منو بسازه از نو ، والا بخدا ،، اونا دارن میچرند
هیچی هم نمیگن
من خودم تو این فکرم چی بخورم چون اون چیزی که پختم و نمیتونم بخورم خوشمزه نیست لذیذ نیست باب دل خودم نیست
خدایا به درگاهت پناه میبرم اونا رو از شر من تنبل راحت کن 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۹ ساعت 14:23 توسط رویا
|