یه ناهاری گذاشتم جلوشون  که خودم به خودم نمره زیر صفر میدم بخدااااا، دستپخت من هی روز به روز داره بدتر میشه  ، نیاز دارم آبجی فاطمه الان بیاد باز دوباره منو بسازه از نو ، والا بخدا  ،، اونا دارن میچرند   هیچی هم نمیگن   من خودم تو این فکرم چی بخورم  چون اون چیزی که پختم و نمیتونم بخورم  خوشمزه نیست  لذیذ نیست باب دل خودم نیست    خدایا به درگاهت پناه میبرم اونا رو از شر من تنبل راحت کن