نمیدونم دلیل این سردردای این وقت شب چیه ... اون قدری هست که چشامو نمیتونم تو نور باز کنم و اذیت میشم ... 

امروز خیلی دلم گرفت یاد مامان افتادم و همش حس میکردم ازم راضی نیست ،  واسه همین کلی گریه کردم ،.. خیلی وقته خوابشو ندیدم ،.. براش فاتحه خوندم و یه ذره دلم آروم شد ... خدا کنه زودتر به خوابم بیاد... دلم براش تنگ شده ‌.. 

پا شم برم آب بخورم ، شاید جدا از دل و این حرفا واسه کمبود آبه که درد گرفته سرم ...