داشتم با خواهرم صحبت میکردم یه ذره خیالم راحت شد که نمیشه !!! یعنی انگار بیشتر ممکنه که نشه... تا اینو فهمیدم آروم تر شدم .... دلشوره م کمتر شد....
من نمیخوام که بشه درسته ؟؟؟ .. من میترسم .... من همینجا رو دوست دارم ....
اما سرسختانه عقلم میگه خدا کنه بشه خدااااااا کنه ... واسه آینده بچه ها آینده مون .... خدا کنه بشه .. فقط بشه ...
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت 13:7 توسط رویا
|