کوهی تاریک ، ماهِ سفید ز راهی باریک پشت ابری نزدیک، کلاغی بی تاب، مثل من بی خواب، مثل من بی جان، در پی آن، چه باختم آسان، همین اینک، درختانی سر به فلک ، جنگلی بی رود ، بی تار و پود،  نوری کم سو ، دریغ از شب بو،  پاهایی خسته  نالان کشان کشان به سمت کوه ، منی افتاده و زخمی بی پر و بال ، به یاد رویایی محال، ..

 دیده ام پر از سراب ، خیالم پر از حباب،  نگاهم پر از عذاب ، افتاده در مرداب، ذهنم پر از وهم ، دلم پر از غم، کی آخر میشه همدم ، مرهم درد مریم ...