یعنی واقعا داستانی مث داستان فیلم "خانه پدری" هم وجود داره ؟!!!

چقدر فیلم عجیب و پر از دردی بود .. اون پدری که به خاطر سوءظن دخترشو تو زیرزمین خونش میکشه و خااک ! میکنه .. برادری که به دستور پدر  خواهرشو  همونی که بعد از مادر تو خونه حامی همیشگیشه  با سنگ  محکم میکوبه تو سرش !!. آخه چطوری ! یه آدم اینقدر میتونه عجیب و ترسناک باشه، احساس و دل چقدر میتونه مث سنگ بی روح و پر از خشم و نفرت باشه  پر از نادونی ..   اوووف این فیلم اعصاب آدمو بهم میریزه ، با اینکه چندمین باره میبینم  ولی بازم مث دفعه اول  هر دفعه دلم میلرزه ، میلرزه از اینکه تو چه دنیای پر از جهلی دارم زندگی میکنم .. چه دنیای بیخودی میتونه باشه وقتی آدما  هیچ بویی از مهر و محبت و مهمتر از همه هیچ بویی از شرافت ، صداقت ، صمیمیت ، یکرنگی ، درستکاری در عین بی ریایی نبردن ، چقدر دنیا بیخود میشه .... 

بچه های گلم  ،  نور چشم های من ، یادتون باشه  تو زندگی  تو همه شرایط  مخصوصا روزهای سخت  همیشه حامی هم  رفیق هم  با خبر از هم  جلو چشم هم   همدل   همراز   همراه   هم عهد  باشین ، که صد البته همه اینا بستگی به من و بابات داره که چطوری بهتون یاد بدیم درست زندگی کردن و 😊 ، خدایا از همینجا به درگاهت دعا میکنم  که یه عقل درست درمونی بهم عطا بفرما تا بتونم  این دوتاجیگرطلامو اون طور که باید قشنگ معنی زندگی رو بهشون بفهمونم😇 ،  دوست دارم همیشه اگه یکیتون  دلش گرفت از دنیا   ته دلش قرص باشه که داداشش کنارشه  هواشو داره  همیشه   تاااا ابدددد ❤