دلی نوشتن
افتادم تو جوب ، کله م رفته زیر آب ، موهای خیسم چسبیده به صورتم ، ، پا میشم جونم رمق نداره از کنار جوب درب و داغون التماس میکنم آی خانوم آهای آقا یه دونه سیگار یه دونه صدا خانوم آقا بلند میشم سلانه سلانه راه میوفتم زیر نور تیر چراغ برق میشینم بوی گند جوب همه وجودمو گرفته دستاموو نگاه میکنم با همون لرزش میزارم زیر سرم دراز میکشم میخوابم کنار خیابون ماشینا رد میشن بوق میزنن چشامو میبندم گوشم پر میشه از صدای بوق حواسم میره رویا میبینم رویا رویاااا رویااااا
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 22:43 توسط رویا
|