نشستم که میاد سرشو میزاره رو پام و دراز میکشه ، دست میبرم تو موهاش ، چشمم باز میوفته به ریشاش با ناله میگم پس کی میزنی دلم واسه چهره قبلیت تنگ شده  میگه زدم که ببین  میگم نه هنوز که ریشات بلنده  فقط مرتبشون کردی من میخوام کوتاشون کنی مثل قبلنا  میگه میزنم به زودی میگم من دیگه خسته شدم بخدا بس که این مدلی دیدمت اه ..   میگه فلان روز میزنم  میگم اگه نزدی؟ میگه اونوقت خودت بیا با قیچی کوتاشون کن تا مجبور شم بزنم  میگم باشه با گوشیم صداتو ضبط میکنم تا مدرک داشته باشم  نگام میکنه میگه جدی؟،  جوابشو میدم آره دوباره بگو تا ضبط شه ، میگه و  الانم صداشو ضبط شده دارم منتظرم اون روز فرا برسه حدود یه ماه دیگه میرسه .... دوست دارم خودم قیچی کنم اون ریشای مزاحمو بس که حرص دادن منو .... امشبم یه کاری پیش اومد براش بیرون از شهره(اینو عمدا میگی درسته ؟؟ نو نو نووو من که دیگه صنمی ندارم با اون به اصطلاح خواهر ) .. امشب من و فرح  شب و صبح میکنیم 🙂،.  همین الان اومد نشست کنارم فرحی ، بهتره برم تا لو نرفتم ...