من تو این اتاق پیش بزرگه منتظرم تا خوابش ببره به زور آوردمش تا بخوابه چون فردا کلاس داره ، تو اون یکی اتاق مریوم و خواهرم و فرح هستن و قراره بعد از اینکه بزرگه خوابید  منم برم بپیوندم به جمعشون  و احتمالا تا دمدمای صبح  هر هر و کر کر راه بندازیم ، و همین یعنی دلخوشی  و حس سرزندگی تو این شب ققشنگ یلدایی .... چقدر خوبه کنار خانواده بودن   چقدر خوبه کنار هم بودن ، کنار هم بودن اند تمام حسای خوبه.......