آقایی بیدار  شد با یه  دندون درد شدید... گفتش میرم بِکِشَمِش راحت شم ، گفتم ما هم میایم میریم خونه خواهریم ... گفت اوکی ... تو راه دندونش عین هو لحظه زایمان هی درد میگرفت ول میکرد  تو راه هی رقصیدیم هی یهو مجبور میشدیم سکوت کنیم که آقا یهو  فارغ نشه تو جاده .... خلاصه رسیدیم دم مطب نوبت بگیره که یهو گفت آخ آخ باید برم دستشویی   پی پی دارم (گلاب به روم) گفت باید پیدا کنم دستشویی رو   از دم مطب رد شدیم که یهو گفت  نه باد بود گوز شد  تموم برم نوبت بگیرم میام !!! ......😅