مصطفی الان ساعت ۴ صبحه ، با ناله پریدی از خواب ، دستتو دیدم بیشتر ورم کرده ، دلم خیلی خیلی شور میزنه ، کاشکی همون لحظه برده بودیمت بیمارستان .... وای خدا چه جوری صبر کنم تا چند ساعت دیگه ، خدایا ان شاءالله که طوری نشده باشه دستت ...... قلبممممممم... آروم و قرار ندارم ....
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 4:16 توسط رویا
|