نیم ساعت پیش اومد نشست کنارم گفت بوس نمیدی سرمو تکون دادم به نشونه نه، گفت من ببوسمت بازم سرمو تکون دادم اما پیشونیمو بوسید و رفت سراغ وای فای که قطع بود درستش کنه ....
وقتی نشست اونور ، رفتم نشستم پیشش صداش زدم گفتم این مشکل باید حل شه ، گفت مشکلی وجود نداره پریدم وسط حرفش گفتم تو باید بگی الکی نگاه نمیکنم گفت الکی نگاه نمیکنم گفتم نه تو جدی بهم بگو نگاه نمیکنی تا من باورم شه ، .. گفت باشه دیدی که خودتم حذف کردی .. قانع نشدم کوچیکه رو بردم دستشویی اومد دنبالم گفت بخدا من فقط عاشق توام گفتم نه اینجوری تاثیر بد میزاره من نمیخوام حین....
نمیشه اینجا گفت .... ولی خلاصه در کل باید بگذرم ... باید سخت نگیرم ..
کلا بابا بیخیال .... فیلمای هالیوودی این روزا پر از این چیزا ... ذهن آدم نباید مریض باشه ...
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 11:40 توسط رویا
|