وضعیت حال :

نشستم روبروی بزرگه و کوچیکه، وسط هال کلی اسباب بازی ریخته که کوچیکه بازی کرده و پخش و پلا کرده.. نگاشون میکنم ، جفتشون نشستن کنار هم سرگرم بازی با گوشیهاشونن ، بزرگه داره انیمیشن میبینه ، کوچیکه داره بازی میکنه، اونم بازی بزن و بکوب ... اگه بخوام از وضعیت صورتاشون بگم، بزرگه لبخند به لب داره ، کوچیکه لب پایینی شو گاز گرفته و هی چند ثانیه یه بار یه نگاهی هم به گوشی بزرگه میندازه محو کارتونه میشه ... و من .. من چقدر‌خوشبختم از داشتنشون، از لذت تماشا کردنشون... این روزا همش به این فکر‌میکنم که وقتی بزرگتر بشن چقدر دلتنگ بچگیاشون‌ میشم آخ که چقدر دلتنگ میشم خدااا، آخ عاشقشونم دلم میره براشون ، شکرت خدایا ....