طلوعی برای دل

طلوعی برای دل

خدا عاشق بنده هاشه

شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۰
رویا

تی وی یوزارسیف گذاشته بود ، همون قسمتی که به حضرت یوسف وحی میشه که زلیخا را به همسری دربیاره... 

من کلا خیلی سوالا برام پیش اومد .. البته شاید خوبیت نداشته باشه ولی خب سواله دیگه ... مثلا وقتی  وحی شد به یوسف من یاد این آدمایی که طلسم درست میکنن و با یکی در  ارتباطن مث جن  و با اونا حرف میزنن یاد اونا افتادم ...  یا وقتی زلیخا داشت جوون میشد و از زیر پارچه که روش انداخته بودن هی تکون تکون میخورد  یاد اون آدمایی افتادم که جن میخوان ازشون‌خارج کنن .. کلا سوال زیاد تو ذهنم اومد ...  یه جورایی اون وحی و تکون خوردنه  زیر پارچه  برام شبیه به یه چیزایی بود که برام سوال شده بود ..

به آقایی گفتم دیدی وحی شد به یوسف  که زلیخا زنش شه آقایی گفت آره مجبوره چون وحی شده بوده بهش مثلا منم اگه پیامبر بودم و وحی .. نزاشتم حرفشو تموم کنه پریدم تو حرفش گفتم دور از جونت ... ( هم آقایی استغفرالله اون حرف و زد  هم من جوابشو چرت تر دادم )

بعدش گفتم استغفرالله   چی چی رو دور از جونت  لا الا اله الله   ...  

چه حرفااا..