طلوعی برای دل

طلوعی برای دل

خدا عاشق بنده هاشه

یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰
رویا

ببین    من دلم حتی با صدا زدنتم آروم شد یه ذره ...

 

شب است و من در هال نشسته ام تنها ،

فرشته هایم در خواب و مرد خانه سر کار ،

آری ، این وقت شب بیرون مرد خانه در پی کار پدرش ، 

پدرش بیرون از شهر و پسرش جانشینی میکند ... 

 

اووف .. خیلی میچسبه الان بیای چت کنیم سعیده جان ! 

آری ، منی که منطق سرم نمیشود  با رویی گشاده در پی توام !!! پررو ام بسیار  بسی خود آگاهم به این خصلت نابم !!!!

آه عکسهایت !!!  آخ چه بچگی و نوجونی شیرین عسلی داشتی  ، وقتی به داشتن همچین آبجی ای فکر میکنم دلم غنج میره برات 😘😘😘😘 بوسای واقعی 😘😘😘

خدا میشه یعنی ؟؟ 

صدات کنم  نگام کنی ؟

نگات کنم صدام کنی 

دلم دست خودم نیس 

رو که روی خودم نیست 

سنگ پای قزوینه 

صدات کنم آروم میشم    

آروم میشم   راحت میشی 

راحت شدی   راحت بودی 

منم بودم  نیستم حالا

میشه بیای  بشم حالا