طلوعی برای دل

طلوعی برای دل

خدا عاشق بنده هاشه

چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۰
رویا

خدایا..... 

بیدار میشم  نگام به گوشیه با اینکه میدونم هیچ خبری ازش نیس... سرم درد گرفته از بس هی یه چیز تکراری توش پر و خالی میشه ....... دلم میخواد تمام روز و بخوابم  به هیچی فکر نکنم  منتظر هیچی نباشم ..... تو طول روز همین که کسی پیام میده   قلبم میریزه  فکر میکنم اونه با یه ذوقی هر دفعه نگاه میکنم اما با هر بار مردن هر ذوقم قلبم درد میگیره .....