سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۱
رویا
چه چرتایی گفتم قبل خواب دیشب اینجا ... تو اوج خماری بودم ...
گوه خوری خودمو یادم نرفته که چه حرفه ای با حرفام گوه پاشیدم به قشنگترین رابطه ممکن خواهرونه ی دنیا .... همین الانم تو حال خودم نیستم ،تو یه حالت عصبی و تشنجی ام که مغزم از کار افتاده ....
یا این کلبه مث روز اولش میشه یا من دیگه صبرم تموم میشه دوباره گوه میخورم زیاد ....