طلوعی برای دل

طلوعی برای دل

خدا عاشق بنده هاشه

یکشنبه ششم شهریور ۱۴۰۱
رویا

یه وقتایی مث الان که هیچی نمیتونه حواسمو پرت کنه دلم داغون تر تنگ میشه ... شیطونه میگه برم به خودش بگم من چیکارت کنم ؟؟؟ هااا؟؟ خودت بگو یا باید قیدتو بزنم تا راحت کنم جونمو دلمو زندگیمو یا باید تو بیای باشی با من ، من این وسط گیرم .....