طلوعی برای دل

طلوعی برای دل

خدا عاشق بنده هاشه

پنجشنبه دهم شهریور ۱۴۰۱
رویا

علی همه خیال منو به واقعیت رسوند من از خیال و رویا به حقیقت رسیدم اونم فقط و فقط به خاطر وجود علی

اینکه رویا به حقیقت رسید و منو رسوند به آسمون یه طرف

اینکه علی باعث این کار شد یه طرف دیگه

من از دو جهت قلبم داره لبریز عشق میشه

علی نمیدونم کجا و چطوری، نمیدونم کی و چه زمانی، نمیدونم حتی میتونم که این کارتو جبران کنم یا نه..

اما واقعا قطعا نمیتونم چون تو یه کاری کردی با دل من که رویا رو به حقیقت رسوندی و تا دنیا دنیاست من خوشبخترینم و این کم چیزی نیست ... اما بدون قدردانت هستم تا زنده م و همیشه بابت اینکه هوای دلمو داشتی تا ابد مدیونتم ....

علی من دوستت داشتم عاشقت بودم اما الان تو فرشته حقیقی منی تو آرامش وجود منی همین که تو منو بردی و تلاشتو کردی منو برسونی به خواسته ده ساله م دل منو تا ابد شاد کردی، علی حس میکنم خیلی از قبل بیشتر عاشقت شدم نه اینکه صرفا منو بردی و به خواسته م رسوندی نه، بلکه واسه اینکه تو از دل من باخبر بودی تو حال دلمو فهمیدی این فهمیدنه منو میبره تا نهایت آرامش مطلق ....

علی دوست دارم اینجا ثبت کنم که تو این دل زخمی منو رسوندی به بهشت رویایی، خوش به حال من که تو رو دارم و مال منی

چشام دیگه داره میره رو هم ، بازم میازم ...