.. 

من دیگه عاجز شدم از دلتنگی ، بیمار شدم از تاب آوردن،   تمام شدم از امید داشتن ...

نه جون دارم   نه دلی مونده    نه اعصابی ... 

کلبه رو بهم پس بده

خواهش میکنم 

نه واتساپتو میخوام  نه هیچی دیگه   بخدا قول میدم گله ای نکنم  هیچوقت   میرم گم میشم پی زندگیم   اما فقط کلبه باشه   من اونجا خودمو خالی کنم   دلتنگیامو داد بزنم    لااقل اونجا باهات حرف  بزنم  همین     آبجی   من    دیگه    هیچوقت     هیچوقت     ازت هیچ گله ای نمیکنم    باور کن ایندفعه دروغ نمیگم   بخدا راسته راسته    کلبه رو بدهههه  خواهش میکنم

خیلی درد داره آبجی  ، این انتظار پر  درده...  عقلم داره کپک میزنه ......  دارم       دیووونه        میشممممممممممممممممممم

کلبه برای من همه چیزه

وقتی دلتنگت میشدم  اونجا با خوندن پیامات با دیدنشون  دلم آروم میشد .... آبجی تو نمیدونی ... نمیدونی برای من کلبه فقط یک کلبه ساده نیست   فقط یه وب نیست   ...  وجود کلبه  دلمو آروم میکنه...    الان دلتنگتم  چیکار کنم ... بخدا کارم از دیوونگی گذشته جونی ندارم دیگه.. اذیت نکن   برش گردون .... دیشب کارم رسید به اینکه یه پیج جدید بسازم  برم نصف همشهریاتو فالو کنم..   انگاری داشتم تو شهرتون قدم‌ میزدم حس خوبی پیدا کردم احساس نزدیکی به تو رو داشتم  ..  یه ذره سر دلمو گرم کردم اینجوری .... از بین پیجایی که دنبال کردم یه پیج تودوزی ماشین بود اونجا اتفاقی ماشین کاکا امینم دیدم تا دیدم اینقده ذوق کردم    اینقده بالا پایین پریدم تو دلم  از دیدنش کلی ذوق مرگ شدم مبارک باشه آبجی جونم الهی چرخش همیشه براتون بچرخه  ... خوب شد پیج زدم اومدم اونجا  ، حداقل دلم یه کوچولو شاد شد ... 

آبجیکو  بسه بخدا     کلبه رو بهم بده   خسته شدم نمیکشم دیگه ...   جواب دلمو چی بدم  ، چیکارش کنم ، اونجا حداقل پیاماتو مرور میکنم  دلم باز میشه راضی میشه ... بخدا دارم میمیرم از دلتنگی ....... یه کاری کن آبجی ..

 اینستا و واتساپت باشه برای از ما بهترون ، همونایی که دوستشون داری ... 

 من اما  کلبه مو میخوام  ....  فقط کلبه همین.

اگه تا دو روز دیگه کلبه برنگشت بهت زنگ میزنم . 

چه چرتایی گفتم قبل خواب دیشب اینجا ... تو اوج خماری بودم ...

گوه خوری خودمو یادم نرفته  که چه حرفه ای با حرفام گوه پاشیدم به قشنگترین رابطه ممکن خواهرونه ی دنیا .... همین الانم تو حال خودم نیستم ،تو یه حالت عصبی و تشنجی ام که مغزم از کار افتاده .... 

یا این کلبه مث روز اولش میشه  یا من دیگه صبرم تموم میشه  دوباره گوه میخورم زیاد .... 

داره نسیم میاد، دلت خنک میشه ، دلِ خنک نوش جونت آبجی جونم ...  روز به روز که بگذره این نسیم تبدیل میشه به برف و بوران،  خیالت راحت دیگه دلت میشه فریزر .... 

آبجی خیلی هوس یخ در بهشت کرده دلت چون با یخمک و بستنی خنک نمیشه انگار ...

منه فلک زده رو آتیشم   دیگه آخراشه   آتیش داره خاموش میشه خاکستراشو باد داره میبره   یه کاری کن آبجی .... 

 کلبه 

 

من از این دنیا چی میخوام 

دو تا صندلی چوبی

که منو تو رو بشونه

واسه گفتن خوبی

..

من از این دنیا چی میخوام

یه وجب زمین خالی

همونقدر که یک اطاقک

بشه خونه خیالی

 

آبجی هر بار که عوض میکنی آدرس و   .... قلبم‌ میریزه ... 

 

نفسم راهشو گم کرده تو سینه

چشم من یه سایه رو دیوار می بینه

صدای تیک تیک قلبم نمی ذاره

صدای پاهاش توی گوشام بشینه

 

 

اونجا کیه کیه 

پشت دیوار کیه 

سایه شو من میبینم 

شاید خواب میبینم

برگشته پیش من امید آخرینم

 

 

من دلم آبجیمو میخواد 

من دلم آبجیمو میخواد

آبجی منو نمیخواد 

آبجیم منو نمیخواد 

من باید عاقل بشم 

من باید زجر بکشم

ای داد و بیدااااااد

ای داد و بیدااااااد

من خوبه تنبیه بشم

من دارم تنبیه میشم 

تا بشم خوش اخلاق 

تا بشم خوش اخلاق 

من باید حرص بخورم

من باید حرص بخورم

ای بمیرم تو سرم خااااک 

ای بمیرم تو سرم خاااااک 

 

 

 

 

وقتی یه چیزی کم باشه آدما به کم قانع میشن ... 

منم به کلبه قانعم اینستا و واتساپ قربونی هر کی دوست داری ... اینستا و واتساپ اصراری ندارم دیگه .... فقط کلبه وجود داشته باشه ... 

آبجی کوچیکه ی عاشقت

تا قیامت نمیشه دیگه از یاد تو رو برد 

باید مغلوب تو شد باید از عشق تو مرد 

       

               

من ناصبور بودم آبجی 

من عجول بودم 

من بی تاب میشدم 

من بی قرار میشم 

اما

هر چقدر زور داری بزن 

من تحمل میکنم 

صبوری میکنم 

من خاموش میشم

من امان میدم 

سکون میگیرم

شاید 

تو 

باز

هم

بر

  من 

بتابی

 

 

 

آبجی

 

 

منو 

 

 

نترسووووون

 

 

حدس میزدم که رمز و عوض میکنی ... 

الانم حدس میزنم  دیوونه بشم   کلافه بشم   بمیرمااااا    زنده بشم     از ته چاه  داد بزنم     تا بشنوی    که بشنوی   آبجی     دلم آب میشه کباب میشه  هلاک میشه و ... ولی آخرش بیای   بیااااای   حاضرم به هر روزی بیوفتم اما فقط بیای   باشههههه ؟؟؟؟

 

به وقت چرت گویی

کاشکی دلم جنسش از خمیر بود هر کاریش میکردن نرم میبود  به هر شکلی خودم دوست داشتم درش میاوردم ،  الان شده یه مکعب    دل مکعبی    قانونمند   گوشه های تیز   سفت   نشکن    خودش نشکنه هااااا اما منو میشکنه   کجامو میکشنه رو نمیدونم    فقط میدونم   دلم سنگه   منو داره آب میکنه   چشامو    فکرمو   اوقاتمو    از تو هم خودشو    بیرونش فقط مکعبیه    توش شیشه س میشکنه     

دلم   یه‌چیزایی رو که خیلی دوست داره     یه کاری باهاشون میکنه   که بشکنن    تازه دو ماه بعدش خودشم باهاشون میشکنه    کلا دلم اهل هندوستانه   فیل دوست داره     خیلی وقتا فیلش یاد هندوستون میکنه     بیچاره  من   منم که هی دائم آب میشم   از دستش ..... 

جفتمون سر یک مسئله به توافق رسیدیم ،

جفتمون وسواسیم 

جفتمون ترسو ایم 

جفتمون ته دلمون هی پر و خالی میشه از دیروز

اما جفتمون قبول کردیم که این کار و بکنیم 

و داریم میکنیم ... 

جفتمون امید تازه گرفتیم که میشه 

همه چی نو بشه    ،  یواش یواش همه چی بهتر قشنگتر راحتتر خوش تر از قبل بشه ......

اما جفتمون هنوز ته دلمون یه کوچولو خالیه  ، یه کوچولو ....  که این جای خالی نمیتونه تصمیممونو عوض کنه ....

فقط خدا جون هوامونو داشته باش  

این یک ماه فقط زودتر بگذره  سختیش یک ماه اوله...... 

 

 

 

 گفتم بگم اگه هنوز میخوای سر نزنی  تو کلبه یه پستی گذاشتم  در مورد بلاک واتساپ و این حرفا  چیز خاصی نزاشتم   اومدم بگم  با نخوندنشونم ضرر نکردی   خیالت راحت باشه 

پسر با شهامتم

واسه بزرگه موز آورده بودم ، براش پوست کندم دادم بهش تا برداشت  داد زد سرم  چرا پوستشو همه کندی گفتم اِ اینجوری نمیخواستی نفهمیدم مامان ، بعد همون لحظه نگام کرد با لحن آروم خیلی آروم گفت ببخشید داد زدم و لبخند زد بهم ، ته دلم چقدر از این حرکتش سوپرایز شدم ، وای ته قلبم بهش بالیدم که درجا معذرت خواهی کرد، یعنی شهامتشو داشت اون غرور بچگونه شو کنار گذاشت و گفت ببخشید داد زدم  چقدر خارق العاده وجودمو پر از غرور داشتنش کرد   مرد کوچک من 🙂