طلوعی برای دل

طلوعی برای دل

خدا عاشق بنده هاشه

چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۱
رویا

من ناصبور بودم آبجی 

من عجول بودم 

من بی تاب میشدم 

من بی قرار میشم 

اما

هر چقدر زور داری بزن 

من تحمل میکنم 

صبوری میکنم 

من خاموش میشم

من امان میدم 

سکون میگیرم

شاید 

تو 

باز

هم

بر

  من 

بتابی