یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۰
رویا
یا خدااااا دارم میترکم خیلی خوردم ،. کش شلوارمو میکشم تا گشادتر شه و بتونم نفس بکشم خدایی خیلی سنگین شدم ، آخه سحریمو با ترشی انبه خوردم واسه همین خیلی زیادتر از حد معمول شد خوردنم ... آییییییی ... حداقل اگه یه چندتا قدم بزنم شاید بهتر شه اما میترسمم قدم بزنم این آقایی ببینه منو و یادش بیاد که هنوزم وقت هست بیاد سراغم ، میدونه دو روز دیگه قرمزم واسه همین شک ندارم کارمو میسازه، الان حداقل مشغوله خودش .... کی حوصله حموم کردن و داره نصف شب . .