دوشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۰
رویا
سیاه و سفید شدن لحظه های رنگی زندگی، از اون بدتر خاکستری موندن آسمون ذهنم کنار زخمی شدن دیوار دل و خونی شدن نگاه ، بی نور شدن ماه و سفید شدنش مث روح ، روحی که سرگردون تو آسمون بی ستاره س ، .......
پلک هایی که داره بسته میشه ، گوشی که داره میشنوه آهنگ رویا از راغب... زیبای دلم ... عشق و زنده کردی .... بیدارم ... فرشته.... بهترین خیال.. دو... .. رویااا بخند و پر بزن تو آسمون ........................
از دفعه قبل هم سختتره ... تو ماشین که داشتیم میومدم این آهنگ و گذاشته بودن و چشام رو به ماه آسمون دستامو بهم فشردم .. دندونامو محکم روهم فشار میدادم .. دلم اما بهم خندید .. گفت بازم واسه بار دوم تکرار شد .. فقط فرقش با دفعه قبل تو اینه که اون سالهای پیش یکی دیگه مانع میشد ، این دفعه خودش .... اصن من و داخل آدم حساب نمیکنه ..