طلوعی برای دل

طلوعی برای دل

خدا عاشق بنده هاشه

یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۰
رویا

خواهم رفت از خیالت ... خواهم رفت از نگاهت .... خواهم رفت از دلِ همچو سنگت ....  تو آنی نیستی که بودی ... تو آفتاب را دریا را آسمان را کوه را دشت را جنگل را با زبانت نیست کردی ... خالی شدم از رویا..... خالی شدم از ما .... خالی شدم از حس عمیق داشتنت  باورِ خوب بودنت ...  تو نیمی از وجودم را کشتی....  حالا که میروم آن سوی رویای دیروز ... همان رویایی که خود بودم و خود... تو باکی نداری امروز برای نداشتنم افسوس...